سخت است

دوباره آمدن و مبتلا شدن سخت است که نقشِ اول ِ این ماجرا شدن سخت است برایِ آن که سکوتِ تو را نمی فهمد چقدر حنجره ی بی صدا شدن سخت است بنا نبود بمانی چرا به من گفتی کلاغِ آخرِ این قصه ها شدن سخت است ؟! تو رفتی از همه دنیا گذشتم اما …
Continue reading سخت است

ای یار دور دست

ای یار دور دست که دل می بری هـنوز چون آتش نهفته به خـاکـستـری هـنـوز هر چند خط کشیده بـر آیـیـنه ات زمـان در چشمم از تمام خوبان، سـری هـنـوز سـودای دلـنـشـیـن نـخـستین و آخرین! عـمـرم گذشت و تـوام در سـری هـنـوز ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سال ها از هـر چـراغ تـازه، فـروزان …
Continue reading ای یار دور دست

گریه كار كمی است

هیچ پروازى تا به حال اینگونه دلم را آشوب نكرده بود نام كوچك اینروزهام حسرت است… باور نكرده بودم، باور نمى كنم، باور نخواهم كرد، چقدر بنویسم كه برگردى..؟ گریه كار كمى ست براى توصیف رفتنت، دارم به رفتار پرشكوهى شبیه مرگ فكر مى كنم… یكبار، كوتاه دیدمش، كاش دقیق تر دیده بودمش، كاش عمیق …
Continue reading گریه كار كمی است

گاهی در تنهایی

در زندگی گاه باخته ام!… گاه با کسی ساخته ام!… گاه گریه کرده ام!… گاه بخشیده ام!… گاهی فریب خورده ام!… گاهی افتاده ام!!!… گاهی در تنهایی مُـرده ام!!!… اما حال زمانش رسیده که بگویم: من…از تمام اینها درس آموختـــه ام!!!… “اکنون خوشحالم که خـــــودم هستم !!!… شاید ساده باشم!!.. اما صـادقم.. من خـودم هستم! …
Continue reading گاهی در تنهایی

ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ

سکوت گورستان رامیشنوى؟ دنیا ارزش دل شکستن را ندارد … میرسد روزی که هرگز در دسترس نخواهیم بود … خاک آنتن نمیدهد که نمیدهد…! ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ … ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ… ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ… ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﻤﯿﻖ …
Continue reading ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ

هر چه بادا باد

هنوزم می شود شمعی برای تیره شب ها شد هنوزم می توان پروانه ای را دید و عاشق شد میان خاطرات مه گرفته رد اشک ساده ای را دیده ، دل را داد به او خود را سپردن ، هر چه بادا باد

سال های رفته

سال ها رفته و باز تپش گرم ترین خاطره ها می فشارد دل خاموشم را به تو می اندیشم و به آن ثانیه هایی که گذشت و به بی تابی قلبی که شکست تو بیا باران باش و بر این تازه گل خسته ببار تو بیا آتش باش تو بیا جاری باش تو بیا باور …
Continue reading سال های رفته

خراب میخانه

گر چه مستیم و خرابیم چو شب‌های دگر باز كن ساقی مجلس سر مینای دگر امشبی را كه در آنیم غنیمت شمریم شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر بجز از امشب و فردا شب و شب‌های دگر مست مستم مشكن قدر خود ای پنجه غم …
Continue reading خراب میخانه

و تو چه دانی که عشق چیست

رویاهایم را در کنار کسانی گذارندم که بودند ولی نبودند همراه کسانی بودم که همراهم نبودند وسیله کسانی بودم که هرگز انها را وسیله قرار ندادم دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل انها را نداشتم و تو چه دانی که عشق چیست ؟ عشق سکوتی است در برابر همه اینها

دخترکم

ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﯿﺠﻨﮕﺪ ﻧﺠﻨﮓ. ﭼﺮﺍ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﯽ …ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ …ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﮑﻦ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﯽ ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻨﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ ﺷﺎﯾﺪ …
Continue reading دخترکم