جای تو خالیست برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست این قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست تا آینه رفتم که بگیرم خبر …
Continue reading جای تو خالیست – عاشقانه ها
Tag:عشق
یک عاشقانهی آرام – عاشقانه ها
یک عاشقانهی آرام مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه، به عادت آب دادن گلهای باغچه بدل شود!عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست؛ پیوسته نو کردن خواستنیست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن. تازگی، ذات عشق است و …
Continue reading یک عاشقانهی آرام – عاشقانه ها
وای از سکوت تو – عاشقانه ها
وای از سکوت تو نبض مرا بگیر، نبضم نمیزندانگار مردهام، انگار رفتهامدر برزخی که توآرام خفتهای با چشمهای باز، خوابیدهای ولیاین بار چشم تو، بیمار و خسته نیست چشمان باز تو، لبخند میزنداما سکوت تو، حرفی نمیزند بیدار شو بخند، بیدار شو ببیناشک مرا بشوی، نبض مرا بگیر نبضم نمیزند، انگار مردهامشاید سکوت تو تنها مقصر است …
Continue reading وای از سکوت تو – عاشقانه ها
تو می روی آرام
می روی آرام من از پی ات غمگین قدم به راه جنون گذاشته ام سنگین تو می روی آرام چه ساده و چه صبور مرا نمی بینی که گشته ام رنجور تو می روی آرام چه با وقار و متین تنی به سرخی تو به خط جاده نگین تو می روی آرام فرشته ای انگار …
Continue reading تو می روی آرام
آهو ز تو آموخت هنگام دویدن
آهو ز تو آموخت هنگام دویدن رم کردن و ایستادن و واپس نگریدن پروانه زمن، شمع ز من، گل زمن آموخت افروختن و سوختن و جامه دریدن گل ز رخت آموخته نازک بدنی را بلبل ز تو آموخته شیرین سخنی را هر کس که لب لعل تو را دید به خود گفت حقا که چه …
Continue reading آهو ز تو آموخت هنگام دویدن
عشق مجازی
عشق مجازی! محکوم شده ایم به عشق های مجازی دیگر نسل بوسه های قایمکی سر امده دیگر کسی زیر چشمی عاشق نمیشود دیگر کوچه ها میعادگاه دو عاشق نیست و عجیب تر از همه قدم زدن زیر باران دیگر هیجانی ندارد همه را داده ایم تا مجازی عاشق شویم! تنها بخندیم… تنها به گریم … …
Continue reading عشق مجازی
در خاطرش جایی دارم
در خاطرش جایی دارم… دلم تنگ همان کسی است که دیگر حتی جواب سلامم را هم نمی دهد دلم تنگ همان کسی است که وَقتی از کنارش میگذرم دیگر به من نگاهی نمیکند دلم تنگ است…تنگ نمیدانم دیگر چطور باید میبودم که نبودم
از تو متنفرم
عشق من . . . از تو متنفرم حتی اگه اندازه ی تمام دنیا دوستم داشته باشی . . برایت آرزوی مرگ نمیکنم چون باید بمانی . . باید بمانی و خوشبختی من وبدبختیه خود را ببینی . . . منتظر آن روز هستم . . . مانند روزی که رفتی و گفتی دیگر باز …
Continue reading از تو متنفرم
این روزها نمیشود عاشق شد
این روزها نمیشود عاشق شد . . . اینروزها . . . با وجود دختران رنگارنگ . . . و پسران زرنگ نمیشود عاشق شد . . . با وجود پول های کثیف . . .با ماشین های خیلی قشنگ . . با وجود مردی که زن دارد اما . . . اینروزها نمیشود عاشق …
Continue reading این روزها نمیشود عاشق شد
عشاق
انکحتُ… عشق را و تمام بهار را ! زوّجتُ… سیب را و درخت انار را ! متّعتُ… خوشهخوشه رطبهای تازه را گیلاسهای آتشی آبدار را ! هذا موکّلی…: غزلم دف گرفت، گفت: تو هم گرفتهای به وکالت سهتار را ! یک جلد… آیه آیة قرآن! تو سورهای! چشمت «قیامت» است! بخوان «انفطار» را ! یک …
Continue reading عشاق
هوای بارانی
کی گفته هوای بارونی … هوای دو نفرست ؟؟؟ وقتی بارون میاد باید یه دل تنها داشته باشی یه خیابون خالی و یه جاده دراز قدم بزنی خیسِ خیس بشی … آره ” بارون ” واسه آدمای تنهاست روزهای بارونی رو خیلی دوست دارم چون معلوم نمیشه منتظر تاکسی هستی یا آواره ی خیابونا بخار …
Continue reading هوای بارانی
عاشقانه 28
به بعضیا هم باس گفت : ریاضی بلد نیستی به درک . . . ولی جمع کن خودتو از زیر این و اون. . . . _________ عشقه من . . . تو رفتی و اینها میمانند . . . یک آه . . . یک بغض لعنتی . . . و یک سوال بی …
Continue reading عاشقانه 28