اعتماد به خدا

دل بسپار … به آتشی که نمى سوزاند ” ابراهیم ” را و دریایى که غرق نمی کند ” موسى ” را نهنگی که نمیخورد “یونس” را کودکی که مادرش او را به دست موجهاى ” نیل ” می سپارد تا برسد به خانه ی تشنه به خونش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند …
Continue reading اعتماد به خدا

تو خوب باش

براي آدمها چه آنها كه برايت عزيزند چه آنهايي كه فقط دوست هستند خاطره هاي خوب بساز…! آنقدر برايشان خوب باش كه اگر روزي … هر چه بود گذاشتي و رفتي، در كنج قلبشان جايي برايت باشد، هر از گاهي … دست دراز كنند و بخواهند كه باشي هر از گاهي دلتنگ بودنت شوند… مي …
Continue reading تو خوب باش

رنگ آرامش

گاهی … برای رها شدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت … میدانم بخشیدن کسانی که از آن زخم ها خورده ایم، سخت ترین کار دنیاست … ولی … تا زماتی که هر صبح چشمان خود را با کینه باز کنیم و آدم ها و ،خاطرات تلخ را زنده نگه داریم و در ذهن …
Continue reading رنگ آرامش

فریاد مردی که منم

پشت این شیشه های کثیف کورسویی از نور اگر هم هست … پیدا نیست … در خانه ای که یخ زده از خاطرات دور یا نزدیک دیوارهای نم گرفته می گویند: زندگی زیبا نیست!!! رو به دیوار … رو به سکوتهای ملالت بار آه اگر نبود کوری و کری…. میدیدم نطفه ام را تمام هستی …
Continue reading فریاد مردی که منم

دوست داشتن

تو را به سبک خودم دوست دارم ! من دنباله روی عشق دیگران نیستم … من برای تو نمی میرم تا لباس عزا تنت کنم ، نه ! این دوست داشتنی احمقانه خواهد بود … برایت زنده بمانم بهتر است … هیچکس تو را مثل ” من ” دوست ندارد ! پس تو را مثل …
Continue reading دوست داشتن

حرف هایت

ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ … ﺑﺎ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ … ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﻣﯽﺷﻮﯼ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺖ ﮐﻨﺪ … ﺁﺭﺍﻡ … ﺁﺭﺍﻡ … ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ … ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ …
Continue reading حرف هایت

موجودی از جنس عشق

خدا آن روز لبخند را به صورتت نقاشی کرد و تو را به زمین فرستاد دست هایت کم کم بوی پونه و بابونه گرفت و نفست عطر تمام شعرهای جهان را… تو از سیاره ای به نام “ بهشت ” آمدی هر بار دلت می گیرد به قله های بلند می روی تا کمی با …
Continue reading موجودی از جنس عشق

تمام زندگی

هیچگاه تو را … آنگونه دوست نخواهم داشت … که زندانیم باشی …! زندانبانی شغل مورد علاقه ام نیست تو میتوانی پرنده باشی … اما اینکه بخواهی تاچه حد … درآسمان من … اوج بگیری … درخود توست … میزان اوج گرفتن و پروازت … بستگی دارد به … ” آرزویت” “باورت” “خواستت ” ” …
Continue reading تمام زندگی

آدم های خوب

وجود هیچکس غمها را از بین نمی برد اما کمک میکند با وجود غمها محکم بایستیم درست مثل … یک چتر خوب که باران را متوقف نمیکند اما کمک میکند آسوده زیر باران بایستیم . .. ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر… گاهي دلگرمي یک دوست چنان معجزه …
Continue reading آدم های خوب

یه اتفاق خوب

خدا کند یه اتفاق خوب بیفتد وسط زندگیمان.. آری همينجا وسط بی حوصلگی های روزانه مان نگرانی های شبانه مان وسط زخمهای دلمان آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم یک اتفاق خوب بیفتد،، آنقدر خوب

ترانه‎های عاشقانه

چه حس خوبیه.. اینکه تو هستیُ عاشق تر از خودم.. پیشم نشستیُ عادت می دی منو.. به مهربونیات تا من نفس نفس.. دیوونه شم برات چه حس خوبیه.. اینکه تو با منی اینکه به روی من.. لبخند می زنی اینکه به فکرمی.. به فکر من فقط هر چی نگات کنم.. سیر نمی شم ازت با …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه کسی که پای هفت سینت یه عمره سیب می چینه کنار سبزه و سکه، کنار آب و آینه تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه تو هم …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه