اعلانی در حال حاظر وجود ندارد!

ای مجاهد ای رزمنده زمان با شکوه یکی شدن زمان پیوستن ما زمانی که طلسم شبها شکسته شد وقتی که هر صدا شعر توفان بود و هر مشت گره شده جوانه آزادی و سینه ها مسیر گلوله را ترسیم می کرد فاتحانه از شط خون گذشتیم تا وازه مقدس شهادت به نام شجاعان بپیوندد و […]

کوچه شهر دلم از صدای پای تو خالیه نقش صد خاطره از روزای دور عابر این کوچه خیالیه به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد توی حجله چشام عروسه خواب نمیاد کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه همه روزاش ابریه روز آفتابیش کمه غم تنهایی داره کوچه دل بدون تو همه شعر دفترمن مال […]

خداوند بزرگ را به یاری می طلبیم که در این برهه از زمان منجی ایران عزیز و شما هموطنان وطن دوست باشد…. نام نیکی گر بماند ز آدمی به کز او ماند سرای زرنگار ای پناه هوس مردای شب همیشه گریه به دل خنده به لب غمگینم از غم و غصه های تو همدل آدمای […]

اگه تو پیشم نیای دنیا رو غمگین می بینم پشت این غبار اشک عشقمو ویرون می بینم میدونم که رو سیام بازم کنارم میشینی پرده ی اشکو تو چشام تو فراوون می بینی یاد اون روز اول پیشم تو ایوون نشستی اون عهدی رو که بستی پیمونشو شکستی اگه تو پیشم نیای دنیا رو غمگین […]

باز یکی با غصه هاش داره آواز میخونه وقتی غم تو دل باشه دیگه مردن آسونه قامتش خم شده از کوله سیاه غم چی میخواد تو روزگار جز خدا کی میدونه کیه این مرد غریب مثل من پریشونه میدونه همین شبو توی دنیا مهمونه باز یکی با بند غم خودشو دار میزنه پشت خونه دلش […]

روزم از شب روسیاتر شبم از شهر بی صداتر هر دری رو که زدم من روی من باز نشد آخر سر رام یه گرگیه که چشاش گرفته خون از کسی نمی بینم یه نگاه مهربون آخه فتنه چکمه پوش اسیر بخت بده رو پیشونیش سرنوشت مهر بدبختی زده دنیا رو تار می بینم گلها رو […]

یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم مث یک معجزه اسمش تو کتابا اومده تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده خالی سفرمونو پر از شقایق میکنه واسه موج های سیاه، دستا رو قایق میکنه مث یک معجزه اسمش تو کتابا اومده تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده همیشه […]

خواهم تو شوي محبوب دلم چون نرگس مست ديوانه ي من رويت رخ من سويت ره من هستي چو بهشت كاشانه ي من پروانه من پروانه من بي تو چه كنم مستانه من آواي تو شد هم نغمه من اي لاله من بردي دل من  ( ادامه )

چرا وقتی که آدم تنها میشه غم و غصه اش قد یک دنیا میشه میره یک گوشه پنهونمیشینه اونجا رو مثل یه زندون میبینه غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه غم میاد یواشیواش خونه دل در میزنه یاد اون شب ها می افتم […]

پشت این پنجره ها دل می گیره غم و غصه دلو تو میدونی وقتی از بخت خودم حرف میزنم چشام اشک بارون میشه تو میدونی عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو میدونی هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه میگه من دوست دارم تو میدونی می خوام امشب با خدام شکوه […]

در حال جستجو در سایت . . .