اعلانی در حال حاظر وجود ندارد!

بیا که این شب سیاه خیمه زده بکوچه ها برای فتح روشنی برای غصب لحظه ها بیا که دیو قصه ها مرا ببردگی کشید بی تو در این دیار غم فصل فسردنم رسید بیا بیا که شاعری بی تو نداره رونقی چگونه شاعری کنم در این هوای بی کسی بیا بیا که شاعری بیتو نداره […]

ما چه هستیم عجب بی پا و دستیم چه شد مغرور و مستیم همه عاجز کش و دشمن پرستیم ز نادانی وغفلت زیر دستیم برغم دوست با دشمن نشستیم ما خرابیم چو صفر اندر حسابیم چو صید اندر تنابیم جهان را برده آب و ما به خوابیم  ( ادامه )

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسته بود پری ها گشنتونه پری ها تشنتونه پری ها خسته شدین مرغ پر بر بسته شدین چیه این های هایتون گریتون وای وایتون پری ها هیچی نگفتن زار و زار گریه می کردن مثل ابرای بهار گریه می کردن […]

در این شبهای دلتنگی که غم با من هم آغوشه به جز اندوه و تنهایی کسی با من نمی جوشه کسی حالم نمی پرسه کسی دردم نمی دونه نه هم درد و هم آوایی با من یک دل نمی خونه از این سرگشتگی بیزارم و بیزار ولی راه فراری نیست از این دیوار برای این […]

ای دیر بدست امده بس زود برفتی اتش زدی اندر منو چون دود برفتی چون ارزوی تنگ دلان دیر رسیدی چون دوستی سنگدلان زود برفتی ای دیر بدست امده بس زود برفتی اتش زدی اندر منو چون دود برفتی زان پیش که در باغ وصال تو دل من ازداغ فراغ تو براسود برفتی نا گشته […]

شب من تار و سیاهه پایان نداره تن من در شهر غربت سامان نداره مثل یه لاله در این بیابان پرپر شدم من از داغ یاران هرگز نبارید یک قطره باران روی تن من ای سوگواران اینجا غمگینم شب در کمینم یاران من کو یاری نبینم ای اشک چشم ابرها ببار ببار تو صحرا در […]

سر داده در سکوتی آوای بی نوایی پیچد در آسمانها ناله های جدایی گوید به من دل من تا کی در انتظاری دیگر نمی آید باز فریاد ز بی وفایی نمانده غم گساری نمانده آشنایی ماندم دراین تنهایی ماندم در انتظارت  ( ادامه )

امشب شب جدایی مونه بی تو دلم تنها می مونه منم تنهای تنها میون بار غم ها تو زیر خاکی و من اسیر دست شب ها نمی تونم که بمونم بی تو تنها با اسمت خوندم چشم برات موندم تو رفتی وندادی امونم با چشمات گفتم تو دستات رستم اگه تو نباشی نمی خوام بمونم […]

هميشه نگاهم براهت ميشينه برام رفتن تو تب آخرينه بهارم تو بودي تبارم تو بودي به من هر چه دادي دلم را ربودي ز راهي كه رفتي كسي بر نگشته به راهي كه اسمت رو سنگي نوشته بهارم تو بودي تبارم تو بودي کتاب دلم را تو با غم سرودی گناهم تو بودی ثوابم تو […]

ببارای برف، ببارای برف سنگین بر مزارش ببارای برف، ببارای برف غمگین بر مزارش به من میگفت برف را دوست داره به من میگفت اگه آروم بباره به من میگفت این برف زمستون همین که آبشه اونوقت بهاره ببارای برف، ببارای برف سنگین بر مزارش ببارای برف، ببارای برف غمگین بر مزارش به وقت بازی […]

در حال جستجو در سایت . . .