بردار از چهره نقابت را
دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه 28 آوریل 2016

یک نیمه شب می شد ببینم عکس خوابت را..!!!
می گفتمت: بر دار از چهره ، نقابت را
تا بیشتر بشناسمت ای کمترین از خود
تا پی بری حال من و حال خرابت را
لب تشنه ی عشق از همیشه بودنم ، عشقست
می میرم و قدری ننوشم تا سرابت را
آغوش احساس ترا من ، پر نخواهم کرد
رویای وهم لحظه لحظه انتخابت را
ته مانده ی غمهای من ، نوش دل تنگم
– خوشتر ، که بندم مو به مو شرح شرابت را
بی پاسخم ، چشم ترا ، ابرو مکن نازک
می خواستی این زودتر گیری جوابت را ؟!
آرامشی از جنس عطر صبح می گیرم
ای بخت تیره حس کنم وقتی شتابت را
من شاعر با درد از دیرینه ، نزدیکم
با اینهمه می خواهم از دل اجتنابت را
خواهی که بیدارم کنی ، دست از سرم بردار
یا آنکه بردار از نگاه من ، نقابت را…
لینک کوتاه https://bo2bo3.com/?p=11062
130 views مشاهده
دیدگاهها برای بردار از چهره نقابت را بسته هستند
صفحه اصلی
00
