من راوي‌ام ! تو شخصيت داستان من

من راوي‌ام … تو شخصيت داستان من انكار کن که آمده‌اي در جهان من با يک تم جنايي مبهم موافقي ؟ با يک رُمانس عشق ؟ بگو قهرمان من ! اين‌جا ـــ درون قصه‌ي من ، شهرزاد شب ! بعد از دو قرن آمده‌اي در زمان من … … و راه ميروي دل من تاپ …
Continue reading من راوي‌ام ! تو شخصيت داستان من

جمعه

روزهای هفته را با عشق تو سر میکنم تا به جمعه میرسم احساس دیگر میکنم حس دیدار تو در من جمعه غوغا میکند جمعه ها چشمان خود را حلقه بر در میکنم در غروب جمعه بغضم در گلو وا میشود چشم خود را در نبودت جمعه ها ترمیکنم آنقدر در کوچه ها فریاد نامت میکنم گوش …
Continue reading جمعه

بگو به ساحل چشمت

زمین شناسِ حقیری تو را رصد می کرد به تو، ستاره ی خوبم نگاه بد می کرد کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم کسی که محو تو می شد، مرا لگد می کرد تو ماه بودی و بوسیدنت، نمی دانی چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد بگو به ساحل چشم ات …
Continue reading بگو به ساحل چشمت

ترانه‎های عاشقانه

خیلی ممنون انقدر آسون منو داغون کردی واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی منو به محبت دو روزه مهمون کردی همه عالم می دونستن که بری میمیرم اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم خیلی ممنون …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای اگر که اعتماد تو به دست این و آن کم است تکیه به شانه ام بده که مثل صخره محکم است به پای صحبتم بشین فقط ترانه گوش کن جام به جام من بزن جام مرا تو …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

زندگی نقطه سر خط بی وفایی شده عادت تو نوشته بودی دیدار سه تا نقطه … به قیامت زندگی نقطه سر خط تلگرافی شده نامت قلبم و مچاله کردی لای نقطه چین نامت عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامت زندگی نقطه سر خط برو با …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

پشت درای بسته ، عاشق دل شکسته داره هوای خوندن با تو عزیز خسته دوستت دارم عزیزم عاشقتم هنوزم نزار تا بیشتر از این به پای تو بسوزم آره خودم فداتم فدای اون چشاتم به قربون نگاتم همیشه خاک پاتم بیا که زندگی رو به چشم تو ببینم تو این دیار غربت کنار تو بشینم

ترانه‎های عاشقانه

گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش خونه ی اون حالا تو یه گلدون سفالی بود جای یارش چقدر تو این غریبی خالی بود یادش افتاد که یه روز یه باغبون دو بوته داشت یه بهار اون دو تا رو کنار هم تو باغچه کاشت با …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی نهالی کاشت میونه، باغچه مهربونی می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری این بوته یاس من، می مونه یادگاری هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها میپچید میونه کوچه باغ ها، بوی خدا می پیچید اونایی که نداشتند، از خوبی ها نشونه دیدند که خوبی …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

تو از شهر غریب بی نشونی اومدی تو با اسب سفید مهربونی اومدی تو از دشت های دور وجاده های پر غبار برای هم صدایی هم زبونی اومدی تو از راه می رسی ،‌ پر از گرد و غبار تمومه انتظار ، می آید همرات بهار چه خوبه دیدنت ، چه خوبه موندنت چه خوبه …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم خدا رو …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

اگه من عاشق دیوار بودم ترک می‌خورد و یه پنجره میشد اگه غم چشام‌و آینه می‌دید دلش درگیر این منظره میشد اگه تنهاییم‌و به شب می‌گفتم همه شهرو برام بیدار می‌کرد اگه با کوه درددل می‌کردم صدام‌و لااقل تکرار می‌کرد نشون میدی به من بی‌اعتنایی تو رو می‌خوام ولی به چه بهایی!؟ شاید با مهربونی …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه