جای ماندن نیست

جای ماندن نیست،دنیا را رها کن پر بکش قهوه ات را مَرد ،امشب با کمی سم سر بکش بی تفاوت رد شو از مردم، میان دفترت سنگ باش و گوش احساسات خود را کَر بکش گوشه ای دور از هیاهوهای شهر لعنتی پُک بزن سیگار خود را،زجر هم کمتر بکش! عشق یعنی یک دروغ محض، …
Continue reading جای ماندن نیست

هوای خانه

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را و جارو می کشم این کوچه ی رو به خیابان را شبیه پنجره هر صبح روی من به تو باز است نوازش می کنم با بوسه ام گل های ایوان را هوای خانه ام را مه گرفته، قطره های اشک شبیه آب دریا شور کرده …
Continue reading هوای خانه

چشم هایم رنگ غم دارد

می خندم اما چشم هایم رنگ غم دارد باشم.. نباشم.. واقعا دنیا چه کم دارد؟ از زندگی چیزی به غیر از غم نصیبم نیست دنیا برایم بدبیاری پشت هم دارد از حال و روز واژه هایم باخبر باشد مانند من هر کس که دستی در قلم دارد وقتی به یادت موی خود را شانه خواهم …
Continue reading چشم هایم رنگ غم دارد

دل تنگم خدا

وقتی تورا از این دل تنگم خدا گرفت با من تمام عالم و آدم عزا گرفت شب های بی تو ماندن و تکرار این سؤال : این دلخوشی ِساده ی ما را چرا گرفت؟ درچشم های تیره ی تو درد خانه کرد در چشمهای روشن من غصّه پا گرفت هی گریه پشت گریه و هی …
Continue reading دل تنگم خدا

عشق من

عشق من . . . اینروزها که هنوز نیستنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم . . . ساکتم .حرف نمیزنم. نه که چیزی برای گفتن نباشد… نه به این سکوت پیله کرده ام. نه که ندانم چه بگویم اینروزها از همیشه پر تر از حرفم . از همیشه بیشتر گفتنی دارم ولی …
Continue reading عشق من

عاشقانه های 29

سخت است ببازی تمام احساس پاکت را . . . وهنوزنفهمیده باشی اصلا آن لعنتی دوستت داشت یا نه؟؟؟ ________ دل است دیگر هوایت ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﻝ ﺍﺳﺖ دیگر و ﯾﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ ! ________ ازبوسه های قلابی تلفنی خسه شدم ازبغل های محکم اس ام اسی از …
Continue reading عاشقانه های 29

عاشقانه 28

به بعضیا هم باس گفت : ریاضی بلد نیستی به درک . . . ولی جمع کن خودتو از زیر این و اون. . . . _________ عشقه من . . . تو رفتی و اینها میمانند . . . یک آه . . . یک بغض لعنتی . . . و یک سوال بی …
Continue reading عاشقانه 28

درس زندگانی

یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.! دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره. ولی ‘محبت’، “خیانت” میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به “کلاغی که “دل” دارد، بهتر است از “طاوسی که زیبایی” دارد! کاش میشد انگشت را تا …
Continue reading درس زندگانی

رابطه ها

برخي رابطه ها ظريفند، طوري كه به كوچكترين نسيمي مي شكنند! اما… برخي رابطه ها چنان زمختند، كه ما را زخمي مي كنند! تو آهسته آهسته بلند مي شوي… به را مي اُفتي… و مي روي. در اين راه رفتن ها، قلبت بارها زخمي مي شود… از همين رو، آبديده مي شوي، ياد مي گيري …
Continue reading رابطه ها

عاشق زنی مشو

عاشق زني مشو… كه مي انديشد، كه مي داند، كه داناست، كه توان پرواز دارد، يا زني كه خود را باور دارد! عاشق زني مشو… كه هنگام عشق ورزيدن، مي خندد يا مي گريد، كه قادر است جسمش را به روح بدل كند، و از آن بيشتر “عاشق شعر است”! (اينان خطرناكترين ها هستند) و …
Continue reading عاشق زنی مشو

اعتماد به خدا

دل بسپار … به آتشی که نمى سوزاند ” ابراهیم ” را و دریایى که غرق نمی کند ” موسى ” را نهنگی که نمیخورد “یونس” را کودکی که مادرش او را به دست موجهاى ” نیل ” می سپارد تا برسد به خانه ی تشنه به خونش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند …
Continue reading اعتماد به خدا

غروب

دوباره داره غروب میشه دلهره دارم و یک غم عجیب و فاصله دارم ازخودم این منم با اندیشه هایی سبز برای امروز و فردایم در کنار تو…. من دوباره سخت درخود فرو میروم…. غرق اندیشه هایم میشوم و دوباره آن بغض سنگین می آید ودر گلویم مینشیند و من چه ساده سکوت را می پذیرم… …
Continue reading غروب