شبا وقتی که بیداری خدا هم با تو بیداره تا وقتی که نخوابی تو ازت چش ور نمیداره خدا میبینه حالت رو خدا میدونه حست رو از اون بالا میاد پایین خدا میگیره دسِت رو خدا میدونه تو قلبت چه اندازه تو غم داری خدا میدونه تو دنیا چه چیزی رو تو کم داری خدا …
Continue reading ترانههای عاشقانه
Tag:شعر های غم انگیز
ترانههای عاشقانه
فقط چند لحظه کنارم بشین یه رویای کوتاه، تنها همین ته آرزوهای من این شده ته آرزوهای ما رو ببین! فقط چند لحظه کنارم بشین فقط چند لحظه به من گوش کن هر احساسی رو غیر من تو جهان واسه چند لحظه فراموش کن برای همین چند لحظه یه عمر همه سهم دنیامو از من …
Continue reading ترانههای عاشقانه
ترانههای عاشقانه
میشه خدا رو حس کرد تو لحظههای ساده تو اضطراب عشق و گناه بی اراده بیعشق عمر آدم بیاعتقاد میره هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره ترسیده بودم از عشق، عاشقتر از همیشه هر چی محال میشد، با عشق داره …
Continue reading ترانههای عاشقانه
ترانههای عاشقانه
فرصت ما تموم شده، باید از این قصه بریم فرقی نداره من و تو، کدوممون مقصریم خاطرهها رو یادمه، لحظه به لحظه مو به مو هیچی رو یاد من نیار، اونقد خرابم که نگو بد بودم و بدتر شدم .. میرم با پاهای خودم میرم نمیدونم کجا .. آخ کم آوردم به خدا دلگیرم از …
Continue reading ترانههای عاشقانه
ترانههای عاشقانه
درگیر رویای توام .. منو دوباره خواب کن دنیا اگه تنهام گذاشت .. تو منو انتخاب کن دلت از آرزوی من .. انگار بیخبر نبود حتی تو تصمیمای من .. چشمات بیاثر نبود خواستم بهت چیزی نگم .. تا با چشام خواهش کنم درارو بستم روت تا .. احساس آرامش کنم باور نمیکنم ولی .. …
Continue reading ترانههای عاشقانه
ترانههای عاشقانه
عیده و امسال عیدی ندارم گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم عیده و امسال تنهای تنهام به جای عیدی عزیزم من تو رو میخوام از وقتی رفتی غمگینه خونه گریم میگیره با هر بهونه رفتی و موندم با این همه درد هرگز نمیشه فراموشت کرد عیده و امسال عیدی ندارم گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم عیده …
Continue reading ترانههای عاشقانه
ترانههای عاشقانه
چه جوری شد نمیدونم که عشق افتاده به جونم خودت خونسردی اما من، نه اینطوری نمیتونم دارم حس میکنم هر روز به تو وابستهتر میشم تو انگاری حواست نیست دارم دیوونهتر میشم یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم بگو با من چیکار کردی …
Continue reading ترانههای عاشقانه
نگاه کن به من
نگاه کن من چه بی پروا، چه بی پروا به مرز قصه های کهنه می تازم نگاه کن با چه سرسختی تو این سرما برای عشق یه فصل تازه می سازم یه فصل پاک، یه فصل امن و بی وحشت برای تو که یک گلبرگ زودرنجی یه فصل گرم و راحت زیر پوست من برای …
Continue reading نگاه کن به من
و من چه شادترینم
و من چه شادترینم، برای آمدنت کنم هُمای دل و جان، فدای آمدنت سری که در همه احوال، سرفرازی کرد کنون نثار کنم من، به پای آمدنت شکوفه زد به گياه ِ دلم، بهار آمد ميان برف ِ زمستان، صفای آمدنت بگو به مُطرب و ساقی، که بزم آرایند به شادباش و، دم ِ دلگشای …
Continue reading و من چه شادترینم
نميدانم چطور بگويم
نمي دانم چطور بگويم و چگونه بفهمانم اين احساس را كه به قلم و زبان نمي آيد تو در نگاه مني تو در نفس مني تو بيرون و درون مني در چشمانم و در خيالم نپرس كه چه ها است افقهاي عشقم در توست و فقط با تو من دنيا را دو چيز مي دانم …
Continue reading نميدانم چطور بگويم
تو بمان با من
به تو می انديشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می انديشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می انديشم تو بدان اين را تنها تو بدان! تو بيا تو بمان با من . تنها تو بمان جای مهتاب به تاريکی شبها تو بتاب من فدای …
Continue reading تو بمان با من
به تو میاندیشم
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقتی است که هر شب به تو می اندیشم به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی ، به همان باغ بلور به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم میگیری به تبسم ، …
Continue reading به تو میاندیشم