اعتماد
اعتماد کردی ؟
خیانت دیدی !
درد کشیدی ؟
تنها شدی ؟
این اشتباه رو دوباره تکرار نکن …
نگو این یکی با بقیه فرق داره …
اعتماد کردی ؟
خیانت دیدی !
درد کشیدی ؟
تنها شدی ؟
این اشتباه رو دوباره تکرار نکن …
نگو این یکی با بقیه فرق داره …
به راستی که چقدر شبیهاند به یکدیگر؛
عطرها و آدمها
هرکدام با بویی متفاوت:
گرم
تلخ
شیرین
سرد
میگویند عطر را از فاصله دور که بزنی بویش ماندگارتر میشود.
راست گفتهاند
آدمها را از دور دوست بداری ماندنیترند
گویی این روزها نزدیکی لطف ماندن را کم میکند!
تو به خاطر عشق تن دادی
او به خاطر تن عشق داد
هر دو به خواستیتان رسیدید
حال تو مانده ای و تنی بدون عشق
این است شروع هرزگی
هوا داره یواش یواش سرد میشه…
خیالم راحته اگه سردم شد…
یه رفیق دارم که دلش خیلی گرمه…
من یک دخترم
وقتی دلم میگیرد
بشقاب ها را نمیشکنم
شیشه ها را نمیشکنم
غرورم را نمیشکنم
دل کسی را نمیشکنم
زورم به تنها چیزی که میرسد
این بغض لعنتی است …
به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو
ﺗﻮﺩﻧﯿﺎ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﻝ ﻧﺒﻨﺪ…
ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻧﻘﺪ ﮐﻮﭼﯿﮑﻪ که ﺩﻭﺗﺎﺩﻝ ﭘﯿﺶ ﻫﻢ ﺟﺎﻧﻤﯿﺸﻦ
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﯽ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍﻧﺸﻮ…
ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻧﻘﺪ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﮎ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﯿﺪﺍﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ
این است بازی روزگار
سالها بَــعد قرار ﻧﯿﺴـﺖ اتفاقی ﺑﯿﻮﻓﺘـﺪ…
نه در ْ آغـــوش دیگـــَری غلتْ میزنم…
وَ نـــَه سَرِ کَس دیگـــَری را روی شانــــِه هایَم نگه میدارمْ…
سالها بــَعد مـَــنْ ﺩَﺭ ﮔـﻮﺷـﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ دُنیـــــــــا ؛
ﺩَﺭ ﯾـک ﺧﯿـﺎﺑـﺎﻥ ؛ﺩَﺳْـﺖْ ﺩَﺭ ﺟﯿـﺐْ ﭘﯿـﺎﺩﻩﺭﻭﯼ ﻣﯿﮑﻨـﻢ… ﻭَ مـــُدام یــک اهنگ ﺭﺍ ﺯﯾـﺮِ لب زمزمه…
ﺳﺎﻟﻬـﺎ بَــعد من همینم که میبینـی… عصبی و غیر قابل تحمل…
یــــَخْ…یــَــخْ تر از هر زمان…
ﺳﺎﻟﻬــﺎ بــَعد هنــــوز هَم منْ به یـادت میوفتم…
ﻭَ نِــــمیداْنم که تــــــو کُجایــی…
چـِــه میخـُوری… چــِـه میپوشـــی…
وَ باچــِــه کَسـی هَم عــِــشــْقْ شـــُده ای…
ﺳﺎﻟﻬﺎبَــعد ؛ مـَــنْ پَشیمـــانَمْ…
چـــُون دیگــــَـر هیچْکــــَــسْ را اندازه ی تــــــو دوســــت نَخواهـَـم داشت…
ﻭَ تــــــو هَمْ بی شَـک پَشیمــانی…
چـــُون باز هَمْ دیگـــــَر کســی تـــــو را اندازه ی مـَــنْ دوســــت نــَـخواهد داشتْ…
وَ ایـن میـشَــوَدْ بــی سروتهتریـن نَمایش نامــِه دُنیـــــــــا…
میبینی عشـــقِ مــــن!؟
میخواهند ما را از هم جدا کنند ….
آرام باش عشـــقِ من!
ما تا همیشه از آن همدیگریم…
عشق ما به دستهای گره خوردمان نیسـت…
عشق ما به قلبهایمـان است…
میبینی عشـقِ مـــن!؟
از امشـــب تا صبح نمیخوابم,میخواهم غرق درچشمانت شوم.
میخواهـم قهوه ای خوش رنگ چشمانـت شود قهـوه ای دلیل بیدار مانـدنم در دنیا…
میخواهـم . . .