دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

» عاشقانهموزیک دانلود » صفحه 70

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
ای نام تو بهترین سر آغاز
سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دانلود آهنگ علی یاسینی به نام دیوار
پخش آنلاین علی یاسینی - دیوار بازدید : 7,682 views مشاهده
00:00
00:00
پخش آنلاین موزیک

زندگی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه‌شنبه 31 مارس 2015

زندگی “باغی” است
که با عشق “باقی” است
“مشغول دل” باش
نه “دل مشغول”
پیش تر “غصه های ما”
از “قصه های خیالی ماست”
پس بدان اگر “فرهاد” باشی
همه چیز “شیرین” است.

463 views مشاهده

تمام دنیای من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه‌شنبه 31 مارس 2015

عشق لیاقت میخواهد …
و عاشق شدن جرات …
همیشه در پی کسی باش که با تمام
کمی ها و کاستی ها و عیب هایت …
حاضر باشد به تو عشق بورزد …
و تو را به همه ی دنیا نشان بدهد
و بگوید که :
این تمام دنیای من است

949 views مشاهده

یک سلام

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 23 مارس 2015

دریاب فرصتِ این لحظه های ناب
بس کن گلایه را
دیوار قهر را
تا فرصتی به جاست
مهمان کن این نگاه منتظرم را ،
به یک سلام
یک دل ، که سهم من از روزگار بود
از من ، تو برده ای
اینک توای دو دل
من نیز بی دلم
برخیز مهربان ،
که تو را چشم در رهم
حیف از دو روز عمر ،
که با قهر بگذرد
سرد است کوچه های چشم من از سردی حضور
بزمی میان خانه به پا می کنم ز مهر
یک سفره از امید
یک کاسه حرف گرم
یک استکان حلاوت گرمای یک نگاه
دریاب این دو نفس را تو مهربان
شاید دو چشم من
هرگز نبیند آفتاب روشن فردای دیگری
شاید اگر ندهی پاسخ سلام
دیگر سلام گرم مرا هم تو نشنوی
شاید که آخرین تبسم من ،
سهم چشم توست
آری ، میان سینه من ، جای قلب توست
شاید دَوای سردیِ دستم ،
به دست توست
شاید نمانده فرصت دیدار دیگری
من چشم بر رهم
دریاب فرصت این دعوت از نگاه
آری رها کن آن من مغرور را ، بیا
ای مهربان دو دل
بی دل میان خانه نشستم به انتظار
دریاب لحظه را
بِدرود هر چه قهر
اِی آشتی ،
سلام

426 views مشاهده

شعر بهار بهار – ناصر عبداللهی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 21 مارس 2015

بهار بهار
صدا همون صدا بود
صداي شاخه ها و ريشه ها بود
بهار بهار
چه اسم آشنايي
صدات مياد … اما خودت كجايي
وابكنيم پنجره ها رو يا نه
تازه كنيم خاطره ها رو يا نه
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار اومد با يه بغل جوونه
عيد آورد از تو كوچه تو خونه
حياط ما يه غربيل
باغچه ما يه گلدون
خونه ما هميشه
منتظر يه مهمون
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار بهار يه مهمون قديمي
يه آشناي ساده و صميمي
يه آشنا كه مثل قصه ها بود
خواب و خيال همه بچه ها بود
آخ … كه چه زود قلك عيديامون
وقتي شكست باهاش شكست دلامون
بهار اومد برفارو نقطه چين كرد
خنده به دلمردگي زمين كرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا كرد
من و با حسي ديگه آشنا كرد
يه حرف يه حرف ‚ حرفاي من كتاب شد
حيف كه همش سوال بي جواب شد
دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود
كه صبح تا شب دنبال آب و نون بود

420 views مشاهده

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 16 مارس 2015

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ
ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ
ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺯﺷﺖ
ﭼﺎﻗﯽ ﯾﺎ ﻻﻏﺮ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻣﯽﺟﻨﮕﺪ
ﺑﺎ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ
ﮐﻪ دم ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻨﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ
ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ
ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ
ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗﻮ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﯽ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ
ﺍﻣﺎ
ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﻪ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯾﯽ ﻣﯿﺮﻭﺩ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺣﺘﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪﺀ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﺣﺘﯽ ﺑﯽ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ
ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻭﺩ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺮﻭﺩ ﺟﻠﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮ
ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻭ ﻧﺎﮐﺲ ﺧﺮﺝ ﻧﮑﻦ
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﺭﺯﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﺍﻧﺪ
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ
ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺳﺮ ﺻﺪﺍ ﺭﺍﻫﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ
ﻭ ﺑﺮﻭﻧﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ

407 views مشاهده

اشعار فریدون مشیری – نیایش

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه‌شنبه 3 فوریه 2015

آفتابت
– كه فروغ رخ «زرتشت» در آن گل كرده‌ست
آسمانت
– كه ز خمخانه «حافظ» قدحي آورده‌ست
كوهسارت
– كه بر آن همت «فردوسي» پر گسترده‌ست
بوستانت
– كز نسيم نفس «سعدي» جان پرورده‌ست
همزبانان من‌اند.
مردم خوب تو، اين دل به تو پرداختگان
سر و جان باختگان، غير تو نشناختگان
پيش شمشير بلا
قد برافراختگان،سينه سپرساختگان
مهربانان من‌اند.
نفسم را پر پرواز از توست
به دماوند تو سوگند كه گر بگشايند
بندم از بند ببينند كه:
آواز از توست!
همه اجزايم با مهر تو آميخته است
همه ذراتم با جان تو آميخته باد
خون پاكم كه در آن عشق تو مي‌جوشد وبس
تا تو آزاد بماني
به زمين ريخته باد!

384 views مشاهده

اشعار فریدون مشیری – همیشه بهار

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه 30 ژانویه 2015

نزدیک بود آن همه گلهای نازنین
بی آب و آفتاب در آن گوشه جان دهند
وان غنچه های تشنه لب نا شکفته نیز
رفتند داغ غم به دل باغبان نهند
نزدیک بود گلشن آباد و با نشاط
ریزد به خاک آنهمه نقش و نگار را
نزدیک بود آن چمن سبز و دلگشا
دیگر به عمر خویش نبیند بهار را
افسرده بود سوسن و پژمرده بود یاس
هر گوشه ای غبار غم و موج ماتمی
ان لاله ها سوخته داغ دیده را
نه مژده امید نسیمی نه شبنمی
افتاده بود میخک پژمرده بر روی خاک
پنهان میان پرده ای از تار عنکبوت
روزی به شب رسید و سر از خاک بر نداشت
جانسوزتر ز مردن او خنده سکوت
این باغ ، باغ طبع من دلشکسته بود
میرفت تا بسوزد و صحرای غم شود
میرفت باغ طبع طربناک خاطرم
خاموش و سرد ، همچو دیار عدم شود
بر لب رسید جانم و در واپسین نگاه
تنها امید دیدن او بود و او نبود
در آرزوی دوست بسر میرسید عمر
دل نا امید هرگز از این جستجو نبود
در منتهای ظلمت و اندوه و اضطراب
گلشن نجات یافت زباران رحمتی
از نو گرفت چهره ی افسردگان باغ
از آب و آفتاب صفا و طراوتی
میرفت این چراغ بمیرد ، خدانخواست
او جلوه کرد و بر دل من نور عشق تافت
آئینه ی تمام نمای امید بود
خورشید عشق خنده زد و تیرگی شکافت
” او ” نازنین فرشته ی الهام بخش من
” او ” روح عشق و موهبت آسمانیم
” او ” آفتاب هستی و باران رحمتم
” او ” آسمان روشن عشق و جوانیم
حالا گل همیشه بهار است طبع من
از فیض اوست کاینهمه قول و غزل مراست
او جلوه کرد و بردل من نور عشق تافت
میرفت این چراغ بمیرد ، خدا نخواست !

289 views مشاهده

اشعار فریدون مشیری – به یاد او

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه 30 ژانویه 2015

تا شهر و دیار جان سفر کردم
زین تیره مغاک رفع شر کردم
از شوق و امید زاد ره بردم
و ز شهپر عشق بال و پر کردم
راهم به دیار اسمانها بود
الحق سفری پر از خطر کردم
از تیر شهاب غم نترسیدم
بگذشتم و سینه را سپر کردم
از چشم ستارگان افلاکی
بر عالم خاکیان نظر کردم
طوفان غم و غبار محنت بود
چندان که نگاه بیشتر کردم
اندوه به بخت ادمی خوردم
افسوس به حال این بشر کردم
غم های فراق با قضا گفتم
درد دل خویش با قدر کردم
در شهر امید کوچه ها گشتم
بس ناله و اه بی اثر کردم
زان جا به دیار عشق ره بردم
اما همه جا از ان حذر کردم
اری دل من ز عشق می ترسید
ای عشق چه خاک ها به سر کردم
عمری به امید مهر مهرویی
شام غم خود سیاه تر کردم
بر چشم و دل امیدوار خویش
از رنج هزار نیشتر کردم
اندیشه او به جان پذیرفتم
اندیشه جان ز سر به در کردم
از کوی صفا و اشنایی نیز
با حسرت و خون دل گذر کردم
ره بر مه و مهر و مشتری بستم
سر از همه کائنات بر کردم
تا خانه ارزو نمایان شد
افتادم و نعره از جگر کردم
بر مقدم ارزو نهادم سر
شب گریه شوق تا سحر کردم
این اوست خدای من چه میبینم
از شوق دوباره گریه سر کردم
ان ایت رحمت خدایی را
از هستی خویش با خبر کردم
اشکم بنشاند و بوسه ام بخشید
جان زنده به بوسه ای دگر کردم
افسوس به عمر رفته می خوردم
عمری که به رایگان هدر کردم
انقدر گریستم به دامانش
تا دامن او پر از گهر کردم
مردانه به پای ارزو اخر
جان دادم و قصه مختصر کردم
تا بود نفس به یاد او بودم
در عالم عشق این هنر کردم

286 views مشاهده

اشعار فریدون مشیری – خزان بهشت

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج‌شنبه 29 ژانویه 2015

بهار باغ خزان ديده را دوباره جوان كرد
چه ميكند گل عشق خزان رسيده ما را
بنفشه سرز گريبان برون كشيد و دل من
هنوز سر به گريبان ماتم است خدا را
درين بهار نگريم چو ابر بهاران
كه از بهار جواني گلي به كام نچيدم
دل تو بحر صفا بود و جلوگاه محبت
جفاي اهل صفا را نديده بودمو ديدم
بلاي عشق به اميد وصل راحت دل بود
اميدها همه بر باد رفت و آفت جان شد
مگو خزان به ديار بهشت راه ندارد
بهشت عشق مرا بين كه پايمان خزان شد
درين بهار نه تنها شكسته اي دل مارا
چه خارها كه به چشمي اميدوار شكستي
بهار موسم عشق است و عهد بستن ياران
تو خود چه سنگدلي عهد در بهار شكستي

299 views مشاهده

ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 19 ژانویه 2015

ﺣﺘﯽ به ﺑﻬﺎﻧﻪﺀ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﺪ …
ﮔﺎﻫﯽ ﺣﺘﯽ ﺑﯽ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ …
ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻭﺩ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺮﻭﺩ ﺟﻠﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮ
ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻭ ﻧﺎﮐﺲ ﺧﺮﺝ ﻧﮑﻦ
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ…
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺭﺯﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﺍﻧﺪ
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ …
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ …
ﻭ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺳﺮ ﺻﺪﺍ ﺭﺍﻫﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﻭﻧﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ

423 views مشاهده