اشک خاطره ها
باور کنيد که فراموشش کرده ام …
اما نمي دانم چرا …
بعضي وقت ها …
همين که اسمش را مي شنوم …
بي اختيار خاطره از چشمم فرو مي ريزد .!.!.!
باور کنيد که فراموشش کرده ام …
اما نمي دانم چرا …
بعضي وقت ها …
همين که اسمش را مي شنوم …
بي اختيار خاطره از چشمم فرو مي ريزد .!.!.!
روزهای شیرین عاشقی گذشت
و امروز من تنهای تنهایم ،
گذشت و اینک دلم هوای تو را کرده است…
دلم تنگ است
برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
خیلی وقته دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشم
نه کسی ازکنارم بره حوصله دارم
نازشو بخرم که برگرده….
آدم بی احساسی نیستم
بی معرفت و نامرد نیستم
یه زمانی یه کسایی
یه سری باورامو از بین بردن…
اگر روزی رسید که من نبودم
تمام وصیتم به تو این است
” تو خوب بمان ”
از ان خوب های که من عاشقش بودم
سال ها رفته و باز
تپش گرم ترین خاطره ها
می فشارد دل خاموشم را
به تو می اندیشم
و به آن ثانیه هایی که گذشت
و به بی تابی قلبی که شکست
تو بیا باران باش
و بر این تازه گل خسته ببار
تو بیا آتش باش
تو بیا جاری باش
تو بیا باور کن
عشق هم حس غریب تپش آینه هاست
تو بیا آینه باش …
اگر می بینی هنوز تنهام به خاطر عشق تو نیست
من فقط میترسم :
میترسم همه مثل تو باشند
با کابوسی از خواب پریدم
خواستم به آغوشت پناه ببرم ولی یادم نبود که
” از نبودنت به خواب پناه برده بودم… “
روزقیامت ازم پرسیدند:
جوانیت راچگونه گذراندی؟؟؟؟
ندا آمد: دل شکسته است!!!!
بگذارید به بهشت برود…
دنیایش خوب جهنمی بود!!
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ …
ﺗﺎﻭﺍﻥ ﻫﻤﻪ “ﻧﻪ” ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﻔﺘﻢ!
ﺗﺎ ﺩﻝ ﮐﺴﯽ ﻧﺸﮑﻨﺪ
ﻫﻤﻪ ﻣﺤﺒﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩﻡ!
ﺗﺎ ﺩﻟﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﻡ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯼ ﺁﺑﮑﯽ
ﮐﻪ ﺟﺪﯼ ﮔﺮﻓﺘﻢ!!
ﻫﻤﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻫﺰﺍﺭ ﭼﻬﺮﻩ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﻡ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ …
ﺗﺎﻭﺍﻥ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻭ
ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺍﺷﺘﻢ …
اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو:
بی کس بود اما کسی روبی کس نکرد،
تنها بود اما کسی رو تنها نذاشت،
دلشکسته بود اما دل کسی رو نشکست،
کوه غم بود ولی کسی رو غمگین نکرد و
شاید بد بود ولی واسه کسی بد نخواست…