ترانه‎های عاشقانه

این سکوت و این هوا و این اتاق شب به شب به خاطرم میاردت توی این خونه هنوزم یه نفر نمیخواد باور کنه نداردت نمیخواد باور کنه تو این اتاق دیگه ما با هم نفس نمیکشیم زیر لب یه عمر میگه با خودش ما که از همدیگه دست نمیکشیم به هوای روز برگشتن تو سر …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

من دیگه خسته شدم بس که چشام بـارونیه پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بسه برام تحمل این همه غم بسه جنگ بی‌ثمر برای هر زیاد و کم وقتی فایده‌ای نداره غصه خوردن واسه چی واسه عشقای تو‌خالی ساده مردن واسه چی نمی‌خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمی‌خوام گناه …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

درگیر رویای توام .. من‌و دوباره خواب کن دنیا اگه تنهام گذاشت .. تو من‌و انتخاب کن دلت از آرزوی من .. انگار بی‌خبر نبود حتی تو تصمیمای من .. چشمات بی‌اثر نبود خواستم بهت چیزی نگم .. تا با چشام خواهش کنم درارو بستم روت تا .. احساس آرامش کنم باور نمی‌کنم ولی .. …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

عیده و امسال عیدی ندارم گذاشتی رفتی عزیزم من بی‌قرارم عیده و امسال تنهای تنهام به جای عیدی عزیزم من تو رو می‌خوام از وقتی رفتی غمگینه خونه گریم می‌گیره با هر بهونه رفتی و موندم با این همه درد هرگز نمیشه فراموشت کرد عیده و امسال عیدی ندارم گذاشتی رفتی عزیزم من بی‌قرارم عیده …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

خدا ما رو برای هم نمی‌خواست فقط می‌خواست همو فهمیده باشیم بدونیم نیمه‌ی ما مال ما نیست فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم تموم لحظه های این تب تلخ خدا از حسرت ما با خبر بود خودش ما رو برای هم نمی‌خواست خودت دیدی دعامون بی‌اثر بود چه سخته مال هم باشیم و بی‌هم می‌بینم …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

قلب شکسته

حواسمان نیست که ما … میگوییم و رها میکنیم و رد میشویم اما یکی ممکن است گیر کند! بین کلمه های ما بین قضاوت های ما بین برداشت های ما دلی را که میشکنیم ارزان نیست یک روز یک جایی باید جواب بدهیم

به نام عشق

 به نام عشق جسمت را لگد مال بوسه های هوس آلودشان میکنند و به نام پاکی فراموشت می کنند وبه نام نجابت باید سکوت کنی وبه نام صبر از درون ویران خواهی شد…

چقدر سخت است

ما نسلی هستیم که … بهترین حرف های زندگیمان را نگفته ایم تایپ کرده ایم شاید تو نمی دانی… چقدر سخت است… یار را … با یار … دیدن

درخت عاشق

باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سرد میلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق … و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسد. وباز قصه پر غصه تکرار … روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیده و شاخ و …
Continue reading درخت عاشق

تنهای خودت

ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺴﺘﻲ …. ﻟﺒﺎﺱ ﺧﻮﺏ ﺑﭙﻮﺵ ! ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺕ ﻏﺬﺍﻱ ﺧﻮﺏ ﺑﭙﺰ ! ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﺮﻑ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﻱ ﺩﺭ ﻳﮏ ﺧﻠﻮﺕ ﺩﻧﺞ ﻣﻴﻬﻤﺎﻥ ﮐﻦ ! ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺕ ﮔﺎﻫﻲ ﻫﺪﻳﻪ ﺍﻱ ﺑﺨﺮ .! ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﻲ ﮔﺬﺍﺭﻱ … ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ … آن ﻮﻗﺖ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ …
Continue reading تنهای خودت

دلم گرفته این روزها

دلم هوس یک دوست قدیمی کرده یک رفیقِ شش دانگ یک آرامِ دل ، کسی که امتحانش را در رفاقت پس داده و دیگر محک زدن و زیر و رو کردنی در کار نباشد رفیقی که من نگویم و او بشنود… بخندم و حجم بغضم را در خنده ام ببیند… رفیقی که بگویمش برو ، …
Continue reading دلم گرفته این روزها

فریب عقاب

من عقابی بودم که نگاه یک مار سخت آزارم داد بال بگشودم و سمتش رفتم از زمینش کندم به هوا آوردم آخر عمرش بود که فریب چشمش، سخت جادویم کرد در نوک یک قله آشیانش دادم که همین دل رحمی، چه بروزم آورد… عشق، جادویم کرد زهر خود بر من ریخت از نوک قله زمین …
Continue reading فریب عقاب