درختي تو کوير

سقف خونم طلاي ناب زير پاهام حصير سرد تو دست من سيب گلاب اما دلم پره ز درد مثل درخت بيدکي تکيه مو دادم به کسي شدم درختي تو کوير تنها و خشک يک اسير اما يه روزگاري بود پدر بزرگمون مي گفت بهشت همين دنياي ماست عشق و صفاست اما کجاست مثل درخت بيدکي …
Continue reading درختي تو کوير

مراقب باش

اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای او را خوار مساز بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی گاهی شاپرکی را از تار عنکبوت میگیری تا خیلی آرام رهایش کنی، اما بال شاپرک میان دستانت می شکند… نیت تو کجا و سرنوشت کجا هنگامی که افسرده ای ، بدان جایی در اعماق …
Continue reading مراقب باش

دوست داشتن

تو را به سبک خودم دوست دارم ! من دنباله روی عشق دیگران نیستم … من برای تو نمی میرم تا لباس عزا تنت کنم ، نه ! این دوست داشتنی احمقانه خواهد بود … برایت زنده بمانم بهتر است … هیچکس تو را مثل ” من ” دوست ندارد ! پس تو را مثل …
Continue reading دوست داشتن

ﯾﮏ ﺑﺎﺭ

ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﺎﻧﯽ… ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺩﻟت… غرورت … اعتمادت … ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ٬ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺗﺮﮎ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻨﮕﺮﯼ! ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﯿﺰ ﻭ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ ﻭﺭﻭﺩ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺼﺐ ﮐﻨﯽ …!!! ﯾﮏ ﺑﺎﺭ

دوست واقعی

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﺯﺩﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﺸﻦ … ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﯾﻪ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺷﺪﻥ … ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﻣﯿﺸﻦ … ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻫﻢ ﺩﻟﺖ ﺍﺑﺮﯼ ﺷﺪ ﻭ ﮔﺮﻓﺖ ، ﺩﻝ ﺍﻭﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ … ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﯼ … ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺑﻮﺩﻧﺸﻮﻥ ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ …
Continue reading دوست واقعی

آخرین دارایی

قبل ترها،همدیگر را میدیدم بعد تلفن آمد دستها همدیگر را گم کردند. بغل ها هم همینطور همه چیز شد صدا .. اما صدا را هنوز میشنیدیم… حتی صدای نفس مزاحم هایی که فقط فوت میکردند… بعدتر،اس ام اس آمد. صدا رفت. همه چیز شد نوشتن. ما مینوشتیم… بوسه را مینوشتیم

باران يکيست

باران که شدى مپرس ، اين خانه ى کيست سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست باران که شدى، پياله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست باران ! توکه از پيش خدا مى آیی توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست بر درگه او چونکه بيفتند به خاک شير و شتر …
Continue reading باران يکيست

حرف هایت

ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ … ﺑﺎ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ … ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﻣﯽﺷﻮﯼ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺖ ﮐﻨﺪ … ﺁﺭﺍﻡ … ﺁﺭﺍﻡ … ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ … ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ …
Continue reading حرف هایت

قلب

❤ “قلب” ❤ راستش نميدانم چيست.. اما اين را ميدانم که فقط جاي آدم هاي خيلي خوب است.. “قلب ” چاه دلخوري نيست که به وقت بدخلقي، سنگريزه اي بيندازي تا صداي افتادنش را بشنوي..! “قلب” آيينه اي ست که باهر شکستن، چند تکه ميشود و يکپارچگي اش از هم مي پاشد.. “قلب” قاصدکي ست …
Continue reading قلب

خدا

ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ ؛ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻛﻦ !… ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻜﻨﺪ … ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﻛﻠﺖ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻓﯽ ﻛﻨﻨﺪ … ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻣﻴﺪﺕ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﺎ ﺍﻣﻴﺪﺕ ﻛﻨﻨﺪ … ﻭﻗﺘﯽ ﻳﺎﺭﺕ ﺧﺪﺍﺳﺖ، …
Continue reading خدا

تمام زندگی

هیچگاه تو را … آنگونه دوست نخواهم داشت … که زندانیم باشی …! زندانبانی شغل مورد علاقه ام نیست تو میتوانی پرنده باشی … اما اینکه بخواهی تاچه حد … درآسمان من … اوج بگیری … درخود توست … میزان اوج گرفتن و پروازت … بستگی دارد به … ” آرزویت” “باورت” “خواستت ” ” …
Continue reading تمام زندگی

آدم های خوب

وجود هیچکس غمها را از بین نمی برد اما کمک میکند با وجود غمها محکم بایستیم درست مثل … یک چتر خوب که باران را متوقف نمیکند اما کمک میکند آسوده زیر باران بایستیم . .. ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر… گاهي دلگرمي یک دوست چنان معجزه …
Continue reading آدم های خوب