روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسانی برای هر انسان برادری ست روزی که دیگر درهای خانه را نمی بندند قفل افسانه ئی ست و قلب برای زندگی بس است روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است …
Continue reading بوسه کمترین سرود
Tag:بدو بوسه
ای آشنای من
اي آشناي من! برخيز و با بهار سفر کرده بازگرد تا چون شکوفه هاي پرافشان سيب گلبرگ لب به بوسه خورشيد باز کنيم. برخيز و بازگرد با عطر صبحگاهي نارنجهاي سرخ از دور، از دهانه دهليز تاکها چون باد، خوش غبار برانگيز و بازگرد و يک صبح خنده رو، وقتي که با بهار گل افشان …
Continue reading ای آشنای من
ترانههای عاشقانه
الان ای کاش نزدیک تو بودم تو این راه مه آلود شمالی با این آهنگ دارم دیوونه میشم پر از بغضم فقط جای تو خالی ما با هم تا حالا دریا نرفتیم از اون خونه، از این دنیای خودخواه تو رو شاید یه روزی قرض کردم به اندازه ی یه سفر کوتاه میخوام تو آینه …
Continue reading ترانههای عاشقانه
ترانههای عاشقانه
دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست از تو دلگیرم که نیستی کنارم من دارم میمیرم تو کجایی من باز بی قرارم میدونی جز تو کسی …
Continue reading ترانههای عاشقانه
دلم کسی را میخواهد
دلم کسی را میخواهدکسی که از جنس خودم باشددلش شیشه ایگونه هایش بارانیدستانش کمی سردنگاهش ستاره باران باشددلم یک ساده دل میخواهدبیاید با هم برویمنمیخواهم فرهاد باشد کوه بتراشدمیخواهم انسان باشدنمیخواهم مجنون شود سر به بیایان بگذاردمیخواهم گاهی دردم را درمان باشدشاهزاده سوار بر اسب سفید نمیخواهمغریب آشنایی میخواهم بیاید با پای پیادهقلبش در دستش باشد… چشمانش پر …
Continue reading دلم کسی را میخواهد
من همینم
من همیــــنمنه چشمان آبـــی دارمنه کفش های پاشنه بلــندهمیشه کتـــانی میپوشمروی چمن ها غلت میزنمعشوه ریختن را خوب یادم نداده اندوقتی از کنارم رد میشویبوی ادکلنم مستت نمیکندنگران پاک شدن رژ لب و یا ریملم هم نیستملاک ناخن هایم از هزار متری داد نمیزندگاهی از فرط غصه بلند بلند داد میزنمو خدایم را با تمام …
Continue reading من همینم