ترانه‎های عاشقانه

خدا ما رو برای هم نمی‌خواست فقط می‌خواست همو فهمیده باشیم بدونیم نیمه‌ی ما مال ما نیست فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم تموم لحظه های این تب تلخ خدا از حسرت ما با خبر بود خودش ما رو برای هم نمی‌خواست خودت دیدی دعامون بی‌اثر بود چه سخته مال هم باشیم و بی‌هم می‌بینم …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

یه احساسی به تو دارم یه حس تازه و مبهم یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم یه احساسی به تو دارم شبیه شوق و بیخوابی تو چشمات طرح خورشیده تو این شبهای مردابی تا دستای تو راهی نیست دارم از گریه کم میشم تو مرز بین من با تو دارم شکل خودم …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

خسته ام

خسته ام! بی آنکه بدانم معنی خستگی چیست… انگار چیزی در مغزم رو به انفجار است. انگار چیزی در من درد می کند، مثل جای خالی نوشتن، مثل رفتنی که برود و دیگر نیاید و مثل چیزی که عمق داشته باشد و دائم درونت حفاری به راه باشد. خسته‌ام