خراب میخانه

گر چه مستیم و خرابیم چو شب‌های دگر باز كن ساقی مجلس سر مینای دگر امشبی را كه در آنیم غنیمت شمریم شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر بجز از امشب و فردا شب و شب‌های دگر مست مستم مشكن قدر خود ای پنجه غم …
Continue reading خراب میخانه