به تو می انديشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می انديشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می انديشم تو بدان اين را تنها تو بدان! تو بيا تو بمان با من . تنها تو بمان جای مهتاب به تاريکی شبها تو بتاب من فدای …
Continue reading تو بمان با من
Tag:عاشقانه های ایرانی
به تو میاندیشم
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقتی است که هر شب به تو می اندیشم به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی ، به همان باغ بلور به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم میگیری به تبسم ، …
Continue reading به تو میاندیشم
به سراغ تو شبی میآیم
به سراغ تو شبی می آیم… می آیم با دو صد بوسه ی ناب، با دو صد راز و نیاز به سراغ تو شبی می آیم… می آیم با دلی خسته ز درد، با غم و غصه زیاد مثل شبنم که نشیند بر گل… چو حبابی که نشیند بر موج مثل بارون روی گلبرگ درخت… …
Continue reading به سراغ تو شبی میآیم
وقتي مياي صداي پات
وقتي مياي صداي پات، از همه جاده ها مياد انگار نه از يه شهر دور، كه از همه دنيا مياد تاوقتي كه در وا ميشه، لحظه ديدن مي رسه هر چي كه جاده ست رو زمين، به سينه من مي رسه آه… اي كه تويي همه، كسم بي تو مي گيره، نفسم اگه تو رو …
Continue reading وقتي مياي صداي پات
با توام اي مهربانم
عاقبت ما کشتي دل را به درياي جنون انداختيم عاقبت عشق زميني را به عشق آسماني باختيم تا رها گرديم ازدل واپسي درآن سوي خط زمان ما در عرش کبريايي خانه اي از جنس ايمان ساختيم با توام باني عالم با توام اي مهربانم اي تو خورشيد فروزان ، من شبم شب را بسوزان کوچکم …
Continue reading با توام اي مهربانم
فراموشش کن
ﺍﮔﺮ می خوﺍﻫﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮔﺮﻩ ﻧﺰﻥ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ … ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ.. ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ چقدﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﯽ؟ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﺮﺍﻏﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ ! ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮﺱ ﮐﻨﯽ، ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ . ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ …
Continue reading فراموشش کن
در وجودم کسی هست
در وجودم کسی هست ! به وسعت تو …. که هر شب موهایش را شانه میزند و هر شب یاد آخرین نگاه تو… آوار میشود…بر تنهاییم! بر بی کسی این اتاقم… و من با خودم فکر میکنم… حریمِ کدامین خیال را شکسته ام که اینگونه حقیقت میشوی در باورم؟ فرقی نمی کند که شعرِ کدام …
Continue reading در وجودم کسی هست
زندگی شیرین است
زندگی شیرین است قدمی بردارید نفسی تازه کنید دیده را آب زنید چشم شادی و طراوت به جهان باز کنید رخ زیبای جهان نیک ببینید به عشق این جهان چیست در انظار شما؟ معبری سخت ، فرومایه و دون؟ یا بهشتی است فرا روی بهشت؟ این جهان نور خدایی دارد جلوه ای ناز ز الطاف …
Continue reading زندگی شیرین است
میدانم بلدی
می دانم بلدی، می دانم بازی با آدم ها را برای پر کردن جاهای خالی زندگی را بلدی، اما نمی دانی من هم گرفتن باورم از تو را بلدم… و آن روز است که دیگر همدم روزهای تنهایی نیستی …
کودکیم
گاهی دلت از سن و سالت می گیرد میخواهی کودک باشی کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد و آسوده می خوابد گاهی میخندد و گاهی اشک میریزد در آن دوران کمتر بی حوصله می شدیم و لذت بیشتری از زندگی می بردیم.
بسیار میخواهم تو را
نمیدانم، تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم، یا نفسم را به اندازه ی تو!؟ نمیدانم، چون تو را دوست دارم نفس میکشم، یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم!؟ نمیدانم، زندگیم تکرار دوست داشتن توست، یا تکرار دوست داشتن تو،زندگیم! تنها میدانم : بسیار میخواهم * تو را *
دوست داشتن
ﺑﻪ ﮔﻨﺪ ﻧﮑﺸﯿﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ … ﺗﮑﻠﯿﻔﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ … ﺑﺎ ﺩﻟﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ ﺍﮔﺮ … ﺣﺮﻣﺖ ﻧﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ! ﺑﻪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪ … ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﻟﺘﺎﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﺪ ! ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﻦ … ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ …
Continue reading دوست داشتن