ببوس مرا

باید ببوسی چشــم های روشنــم را تا پــُر کنــد آغــوش تــو حجـمٍ تنــــم را تـلخ است فـال قهــــوه ی چشمم و شاید شیرین کُند طعــــمٍ لبت بوسیدنم را تا حلقه گیسـوی تو راهی دراز است مهمـــان دستانت کُن امشب گردنــم را ! آرام در دستت بیفتد سیبٍ لذت شاید که آسانتر کند این ! چیدنــم …
Continue reading ببوس مرا

تمام مزه دنیا

لواشکانه به دندان نشسته ای جانم بگو که دل بکنم از تو یا که دندانم تمام مزه دنیا به ترشرویی توست فدای تنگی خلقت لبان خندانم چه خوب،آمدی امشب ،که مانده بودم باز چگونه این دل درمانده را بپیچانم زغال چشم سیاه و دوسیب گونه تو بساط عیش مهیاست پای قلیانم خمیر بوسه ورآمد سخن …
Continue reading تمام مزه دنیا

خدای گمشده

جا نمازم را به سمتت بی وضو وا کرده ام من خدای گمشـــده را تازه پیـــدا کرده ام سوی مسجد رفته ام هربار،مقصودم تویی من تعهّـد با تو در این خانه امضـــا کرده ام در دلم پیچیـــده عطرت بر تنم دستـــانِ تو سفت آغوشــت گرفتم یـــادِ بودا کرده ام ! صد هزاران راه را بیراهــه …
Continue reading خدای گمشده

ساده از من رد نشو

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا …
Continue reading ساده از من رد نشو

عشق میآید

هی! خدا جو! عشق می آید پری جویت کند عشق می باید که از این رو به آن رویت کند ورد لبهایت اگر چون شیخ ذکر یا رب است می شود یک جفت چشم شوخ جادویت کند ای وکیل بی گناهان قاضی القضات نیز آمده تا خرقه ای را وقف گیسویت کند باد شالیزار شالت …
Continue reading عشق میآید

هی یادش بخیر

قرص ِ نانی توی گندم زار ؛ هی یادش بخیر ! پا برهنه در دل ِ نیزار ؛ هی یادش بخیر ! تا پدر آید به منزل ، بر درخت ِ گردوکان شاد و شنگل تا دم ِ دیدار ، هی یادش بخیر! وقت ِ بازی توی کوچه ، تا معلم می رسید می پریدم …
Continue reading هی یادش بخیر

اعتراف کن دختر

کشته داد مسلسل چشمات از کجا حکم تیر می گیری؟ قتل عام یه مملکت بس نیس؟ با چه رویی اسیر می گیری؟ عامل انقلاب تو قلبم جرمت و اعتراف کن دختر چشم های مسلحی داری خنجرت رو غلاف کن دختر تو یه سبک جدید تو شعری داری آرووم رواج میگیری عاشقی مسریه نیا سمتم مرض …
Continue reading اعتراف کن دختر

تقدیم به پدران

تقديم به پدرانى كه نيستن قلمم راست بايست! واژه ها … گوش به فرمان قلم! همگي نظم بگيريد مودب باشيد! صاحب شعر عزيزي است به نام پدر امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟! آنقَدَر وسوسه دارم بنويسم که نگو … تک و تنها و غريبم! تو کجايي پدر…؟! آنقَدَر حسرت ديدار تو دارم …
Continue reading تقدیم به پدران

عاشق باران

ﺗﻮ ﻫﺮ ﺷﻬﺮِ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﯽ ﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺗﻮ ﺑﻐﺾ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﮕﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪ ؟ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﮕﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩ ؟ ﻣﮕﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﺒﺎﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺩﻝ ﻫﯿﺸﮑﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﮓ ﻧﺸﻪ؟ ﭼﻪ ﺯﺧﻢ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﺗﻮﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﯾﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯿﮑﺸﻪ …
Continue reading عاشق باران

درختي تو کوير

سقف خونم طلاي ناب زير پاهام حصير سرد تو دست من سيب گلاب اما دلم پره ز درد مثل درخت بيدکي تکيه مو دادم به کسي شدم درختي تو کوير تنها و خشک يک اسير اما يه روزگاري بود پدر بزرگمون مي گفت بهشت همين دنياي ماست عشق و صفاست اما کجاست مثل درخت بيدکي …
Continue reading درختي تو کوير

ترانه‎های عاشقانه

چه حس خوبیه.. اینکه تو هستیُ عاشق تر از خودم.. پیشم نشستیُ عادت می دی منو.. به مهربونیات تا من نفس نفس.. دیوونه شم برات چه حس خوبیه.. اینکه تو با منی اینکه به روی من.. لبخند می زنی اینکه به فکرمی.. به فکر من فقط هر چی نگات کنم.. سیر نمی شم ازت با …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه

ترانه‎های عاشقانه

تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه کسی که پای هفت سینت یه عمره سیب می چینه کنار سبزه و سکه، کنار آب و آینه تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه تو هم …
Continue reading ترانه‎های عاشقانه