پاییز سال بعد دنیای ما اندازهی هم نیست من عاشق بارون و گیتارم من روزها تا ظهر میخوابم من هر شبو تا صبح بیدارم دنیای ما اندازهی هم نیست من خیلی وقتا ساکتم، سردم وقتی که میرم تو خودم شاید پاییز سال بعد برگردم دنیای ما اندازهی هم نیست میبوسمت اما نمیمونم تو دائم از آینده میپرسی من حال فردامم نمیدونم تو فکر یه …
Continue reading پاییز سال بعد – عاشقانه ها
Tag:پاییز
پاییز
پاییز آن سال خورشید زودتر از همیشه می آمد و خیلی بی سر و صدا هم می رفت … پاییز آن سال آفتابی به سرم نبود … سرمایش پهلو به پهلوی زمستان می زد و زمستانش جرات برخواستن از خواب نه ماهه اش را نداشت … درست مثل دستهای من که از شدت سوز در …
Continue reading پاییز