جای تو خالیست – عاشقانه ها

جای تو خالیست برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست  آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست  این قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست  تا آینه رفتم که بگیرم خبر …
Continue reading جای تو خالیست – عاشقانه ها

یک روز زندگی – عاشقانه ها

یک روز زندگی دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت.. خدا سکوت کرد. جیغ زد …
Continue reading یک روز زندگی – عاشقانه ها

وای از سکوت تو – عاشقانه ها

وای از سکوت تو نبض مرا بگیر، نبضم نمی‌زندانگار مرده‌ام، انگار رفته‌امدر برزخی که توآرام خفته‌ای با چشم‌های باز، خوابیده‌ای ولیاین بار چشم تو، بیمار و خسته نیست چشمان باز تو، لبخند می‌زنداما سکوت تو، حرفی نمی‌زند بیدار شو بخند، بیدار شو ببیناشک مرا بشوی، نبض مرا بگیر نبضم نمی‌زند، انگار مرده‌امشاید سکوت تو تنها مقصر است …
Continue reading وای از سکوت تو – عاشقانه ها

اشعار فریدون مشیری – دست غریق

دست غريقی به دست توست ، كه دريا در پي آن طعمه ، در تلاش و تكاپوست . دست غريقی به دست توست ، كه هر موج می زندش مشت ، می كَندَش موي ، می دَرَدش پوست ! هر چه توان در تو بوده ، برده به غارت ، هر چه رمق در تو …
Continue reading اشعار فریدون مشیری – دست غریق