ای طلعت توخنده به خورشید و ماه کن زلف تو روز روشن مردم سیاه کن خال تو آتشی است دل آفتاب سوز خط تو سایه ای است سیه روی ماه کن یعقوبها ز هجر تو بیت الحزن نشین ای صد هزار یوسف مصری به چاه کن نخل قد بلند تو بنیاد سرو کن ریحان باغ …
Continue reading اشعار شهریار – عشق شهریار