نگاهش در جهان راز در پرواز و، دستش چهره پردازِ جهانی راز. نگاهش تا نهانگاهِ نهادِ آدمی پویا حقیقت را و خوبی را به هر جا هر زمان جویا. نگاهش خوشتر از خورشید بر هر ذرّه می تابید نگاهش تار و پود سنگ را می دید، می کاوید. پرندین زلفکانش، پرفشان در باد شکوفان گونه …
Continue reading اشعار فریدون مشیری – کمال الملک