اشعار شهریار – شاخ گل

ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم این نیست مزد رنج من و باغبانیم پروردمت به ناز که بنشینمت به پای ای گل چرا به خاک سیه می نشانیم دریاب دست من که به پیری رسی جوان آخر به پیش پای توگم شد جوانیم گرنیستم خزانه خزف هم نیم حبیب باری مده ز دست …
Continue reading اشعار شهریار – شاخ گل