حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق

حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است طفل حسرت نوش ما دنیا نمی آید رفیق دست هایت را خودت “ها”کن اگر یخ کرده اند از لب معشوقه هامان “ها” نمی آید رفیق هضم دلتنگی برای موج‌ها آسان …
Continue reading حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق