پشت هر چهره شهري است كوچه هايش پر رمز، پر راز آسمانش چشم؛ گاه باراني، گاه آبي و زماني پر پرواز كبوترهاست باغ اين شهر پر از قاصدك است همه اين جا منتظرند، چشم به راه خاك اين شهر پراز خاطره سبز مسافرهاست نقدي بايد زد، قصه بكر شنيدن دارد پشت هر چهره شهري است …
Continue reading پشت هر چهره شهري است
Tag:شعرهای عاشقانه
سلام ای صد هزاران شمع روشن
سلام ای صد هزاران شمع روشن هزاران است گل را مرغ و گلشن تو هستی راز خلقت، نور هستی شراب خوشگوار و شور مستی صبای صبحدم مهر دل افروز دعاهای شبانه شمع جان سوز تو را شب در نمازم دیده بودم ز نامت آیت دل خوانده بودم سلام ای شور شیدائی، ترانه تو را ای …
Continue reading سلام ای صد هزاران شمع روشن
جمعه
روزهای هفته را با عشق تو سر میکنم تا به جمعه میرسم احساس دیگر میکنم حس دیدار تو در من جمعه غوغا میکند جمعه ها چشمان خود را حلقه بر در میکنم در غروب جمعه بغضم در گلو وا میشود چشم خود را در نبودت جمعه ها ترمیکنم آنقدر در کوچه ها فریاد نامت میکنم گوش …
Continue reading جمعه