سلام ای صد هزاران شمع روشن

سلام ای صد هزاران شمع روشن هزاران است گل را مرغ و گلشن تو هستی راز خلقت، نور هستی شراب خوشگوار و شور مستی صبای صبحدم مهر دل افروز دعاهای شبانه شمع جان سوز تو را شب در نمازم دیده بودم ز نامت آیت دل خوانده بودم سلام ای شور شیدائی، ترانه تو را ای …
Continue reading سلام ای صد هزاران شمع روشن