قطره باراني مست در سحري سبز بركف صورتي دستم ايستاده بر پلي ميان دو تنهايي خيابان زير پل سرگيجه اي از اغتشاش تهوعي از هول و هراس كاغذ پاره هايي رقصان در باد باد ابرها را برد باران شد تمام من به آن سوي پل رفتم (قیصر امین پور)
Tag:رقص در باد
رقص در باد
چه زیبا میشوی وقتی چنین در باد میرقصی چه زیباتر که وقتی نیستی در یاد میرقصی من اینجا خشت خشتم آیه های تلخ ویرانیست سرت خوش باد بانو که هنوز آباد میرقصی تو برمیخیزی از خاکستر خاموش من روزی و بغض سالیان کهنه را فریاد میرقصی هجوم بی امان تلخکامیهای دنیا را چه شیرین با …
Continue reading رقص در باد