سکوت صدای گامهایم

سکوت صدای گامهایم را باز پس می دهد با شب خلوت به خانه می روم گله ای کوچک از سگها بر لاشه ی سیاه خیابان می دوند خلوت شب آنها را دنبال می کند و سکوت نجوای گامهاشان را می شوید من او را به جای همه بر می گزینم و او می داند که …
Continue reading سکوت صدای گامهایم