اگر که شبرو عشقی چراغ ماهت بس ستاره چشم و چراغ شب سیاهت بس گرت به مردم چشم اهتزار قبله نماست به ارزیابی صد کعبه یک نگاهت بس جمال کعبه چمن زار می کند صحرا برو که خار مغیلان گل و گیاهت بس تو خود چو مرد رهی خضر هم نبود نبود شعاع چشمه حیوان …
Continue reading اشعار شهریار – شبرو عشق