خنده ات را از من نگیر

نان را از من بگير، اگر ميخواهي هوا را از من بگير، اما خنده‌ات را نه گل سرخ را از من بگير سوسني را كه مي‌كاري آبي را كه به ناگاه در شادي تو سرريز مي‌كند موجي ناگهاني از نقره را كه در تو مي‌زايد از پس نبردي سخت باز مي‌گردم با چشماني خسته كه …
Continue reading خنده ات را از من نگیر