شیرین سخن – شهر حسود

ما از این شهرغریبه بی تفاوت کوچ کردیم از رفیقا زخم خوردیم تا یه روزی برنگردیم خونه مون رو دوشمونِ ما یه آه دوره گردیم ما واقعاً با هم چه کردیم ما غنیمت های بی رؤیای این جنگای سردیم زندگیمون کو ببین ما کشته های بی نبردیم بی خبر از حالِ هم آواره ی دنیای …
Continue reading شیرین سخن – شهر حسود