اشعار فریدون مشیری – بیا که تیر نگاهت هنوز در پر ماست

بیا که تیر نگاهت هنوز در پر ماست گواه ما پر خونین و دیده تر ماست دلی که رام محبت نمیشود دل توست سری که در ره مهر و وفا رود سر ماست به پادشاهی عالم نظر نیندازیم گدای درگه عشقیم و عشق افسر ماست میانه سینه ما اتشی به نام دل است که یادگار …
Continue reading اشعار فریدون مشیری – بیا که تیر نگاهت هنوز در پر ماست