از همه سوی جهان جلوه او می بینم جلوه اوست جهان کز همه سو می بینم چشم از او جلوه از او ما چه حریفیم ای دل چهره اوست که با دیده او می بینم تا که در دیده من کون و مکان آینه گشت هم در آن آینه آن آینه رو می بینم او …
Continue reading اشعار شهریار – جلوه او