اشعار شهریار – رؤیای جوانی

کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد زلف دوشیزه گل باشد و غماز نسیم بلبل شیفته شوریده و شیدا باشد سر به صحرا نهد آشفته تر از باد بهار هر که با آن سر زلفش سر سودا باشد رستخیز چمن و شاهد و ساقی مخمور چنگ و …
Continue reading اشعار شهریار – رؤیای جوانی