اشعار شهریار – دولت می

امشب از دولت می دفع ملالی کردیم این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجب کز گرفتاری ایام مجالی کردیم تیر از غمزه ساقی سپر از جام شراب با کماندار فلک جنگ وجدالی کردیم غم به روئین تنی جام می انداخت سپر غم مگو عربده با …
Continue reading اشعار شهریار – دولت می