آن روزها نام مرا حتی نمی دانست

آن روزها نام مرا حتی نمی دانست من عاشقش بودم ولی گویا نمی دانست من مشت خود را باز کردم خط به خط خواندم انگار او چیزی از این خط ها نمی دانست با خود کلنجار عجیبی داشتم آیا از عشق می دانست چیزی یا نمی دانست؟ هی خواب می دیدم که در گرداب گیسویم …
Continue reading آن روزها نام مرا حتی نمی دانست