من دلم خواست که نازت بِخرَم، حرفی هست؟! تا شوی رونقِ شام وُ سَحرَم، حرفی هست نذرِ دل بود غرورم کفِ پایت اُفتد پردهیِ صبر به پیشت بِدَرَم، حرفی هست از بخارایِ دلم سینه کِشان میآیم بر سمرقندِ لبت، جان سِپُرَم، حرفی هست من دلمخواست تو را مجنون وُفرهاد سازم خود که لیلی تر وُ …
Continue reading من دلم خواست که نازت بِخرَم