گهگاهی همسر قـصه ات را بـانـوی من صدا کن! گاهی با عجله اسمـت را کـه می گویـد آرام بگو جانم؟ بـعد می بـیـنی چه بـا شرم می گویـد جانت بی بلا… گـاهـی بی هـیـچ دلـیلی بـرایـش شکلات بخر کـنارش بـنشیـن و تـمـاشا کن بـانـویـی را که ذوق می کـند از همان شکلات که بـاور کن …
Continue reading همسر قـصه هایت