در ديگران مي جويي ام اما بدان اي دوست

در ديگران مي جويي ام اما بدان اي دوست اين سان نمي يابي ز من حتي نشان اي دوست من درتو گم گشتم مرا در خود صدا مي زن تا پاسخم را بشنوي پژواك سان اي دوست در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من سردي مكن با اين چنين آتش به جان، اي دوست …
Continue reading در ديگران مي جويي ام اما بدان اي دوست

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را بر سفره ی رنگین خود بنشانمت، بنشین، غمی نیست حوای من بر من مگیر این خودستانی را که بی شک تنهاتر از من در زمین و آسمانت …
Continue reading تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست