در هم تنیده ایم چو گلهای نسترن گاهی تو سرخ می شوی و گاه نیز من در هم تنیده ایم چنان شاخه های تاک سرمست طعم نوبر انگور در دهن عشق است می کشد به تغزل لب مرا عشق است اینکه می کشدم سوی خویشتن ما مثل ماهیان اسیریم در دو تنگ یک روح عاشقیم …
Continue reading گلهای نسترن