نگفته هم پیداست

چه بگویم؟ نگفته هم پیداست غم این دل مگر یکی و دو تاست؟ به همم ریخته ست گیسویی به همم ریخته ست مدتهاست هم به هم ریخته ست هم موزون اختیارات شاعری خداست در کش و قوس بوسه و پرهیز کارمان کار ساحل و دریاست نیست مستور آن که بد مست است چشم تو این …
Continue reading نگفته هم پیداست