مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو – حافظ

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان …
Continue reading مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو – حافظ