بهار بهار صدا همون صدا بود صداي شاخه ها و ريشه ها بود بهار بهار چه اسم آشنايي صدات مياد … اما خودت كجايي وابكنيم پنجره ها رو يا نه تازه كنيم خاطره ها رو يا نه بهار اومد لباس نو تنم كرد تازه تر از فصل شكفتنم كرد بهار اومد با يه بغل جوونه …
Continue reading شعر بهار بهار – ناصر عبداللهی