پدر

پدر پشت در نقاب خنده هایش را می زند و غم هایش را در جیبش می ریزد و وارد خانه می شود پدر ناراحتی هایش را پشت روزنامه پنهان می کند پدر در تمام آینه ها فریاد می زند : “حال من خوب است” پدر دوستت دارم ها را با چشمانش می گوید چون عشق …
Continue reading پدر