ای آنکه در شبانه من، روشنی هنوز گاهی به من بگو که به یاد منی هنوز باغ خزان من ز تو رونق گرفته است تنها گل شکفته این گلشنی هنوز گلزار عطر و رنگ شدی، سالهای سال مستم به عطر بوته پیراهنی هنوز در جستجوی گوشه آرام با توام چون کودکی، رها شده بر دامنی …
Continue reading ای آنکه در شبانه من روشنی هنوز