الهی به پاکان و رندان مست

الهی به پاکان و رندان مست به دلگرمی ساقی می‌ پرست به جوش درون خم صاف دل که شد در بر او فلاطون خجل به رندی کز آلودگی پاک خفت به مستی که با دختر تاک خفت به آهی که بر دل شبیخون زند به اشکی که پهلو به جیحون زند به داغی که بر …
Continue reading الهی به پاکان و رندان مست