از همـان روزی کــه زنـدانی شـدند آزادهاوعـده ی هــر گونه آزادی پــریـد از یادها آتش تنــد ِ مسلسل انـدکی فــرصت ندادتـا کمی بـالا بیایـــد از گلــــو فــــــریادها طبقِ دستور خـــدایان لازم الاجـــرا بـوَدبا حضـور چکمه پوشان حکـم استبدادها جای جای سرزمینم جـایگاهِ شیون استشکوه دارد شروه شروه میهن از بیدادها سرو سرسبزی بدور ازشعله ی …
Continue reading از همان روزی که زندانی شدند آزادها (علی قیصری)