اعلانی در حال حاظر وجود ندارد!

قطره ای پرت از گلوی تَنگ تُنگ ِ ماهی اماز خود آگاهی به سوی بی نهایت راهی ام از تب و تابی که دارم سر به ساحل میزنمجایی از دریا نـدارد تاب کثرت خواهی ام آنقَـدر آسیـمه سـر هستم کـه‌ امـواج بلـندهم چنان روی تنم می ریزد از کوتاهی ام سالها از بغض معنـا دار […]

رفتی اماخاطراتت پیش من جامانده استعطرِ یادت در هـوای خـانه مانا مانده است آنقَــدر آسیمه سر گشتم کـه بعـد از رفتنتدر دل رنجیده ام غم های دنیا مانده است بعدِ تو در را به روی روز و شب بستم ولیپلک چشم پنجره درحسرتت وامانده است گـوشه ی دنـج اتاقـم روی میــز ِ شیشه ایدور عکست […]

در حال جستجو در سایت . . .