اعلانی در حال حاظر وجود ندارد!

  خودش میدونه داره هر کسی آرزویی این باشه آرزومون نریزه آبرویی باهم بیایم دعا کنیم خدامونو صدا کنیم که آسمون بباره فراوونی بیاره ازش بخوایم برامون سنگ تموم بذاره راه های بسته باز شه هیچکی غریب نباشه صورت و شکل هیچکس مردم فریب نباشه شفا بده مریضو خط بزنه ستیزو رو هیچ دیوار و […]

  دو تا چشمام همه جا دنبال تو می گرده با نبودنت دلم با قصه ها سر کرده شب و روز در پی تو من همه جا را گشتم یکی گفت غصه نخور اون داره بر می گرده زندگی با عشق تو رنگ دیگه داشت برام رفتی و بدون تو تلخ شده روز و شبام […]

    پیش تو رو سیاهم تو بگذراز گناهم ندامت و تو دیدی تو عالم نگاهم تو خواستی من نخواستم با هم باشند دلامون نشستی من نشستم به پای لحظه هامون تو بودی من نبودم دیوونه مثل مجنون تو موندی من نموندم به پای عهد و پیمون نمی شه باور من کنار من نشستی کسی […]

  ای شب از رویای تو رنگین شده سینه ام از عطرتو سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش همچون بارانی که شوید جسم خاک هستیم زالودگی ها کرد پاک ای تپش های تن سوزان من اتشی بر سایه مژگان من ای مرا با شور شعر امیخته  ( […]

  به دیدارم بیا ماه در اومد چراغ روشن راه در اومد اگه شب شده مهتاب توی راهه نشون ما دو تا فانوس راهه بذار بخنده چشمات به نگاهم کتاب عاشقی توی نگاهه عزیز من چشم انتظارم نذار بیا و زندگی رو با خود بیار با تو نفس کشیدن و دوست دارم همیشه با تو […]

عزیز هم قسم مگرکه مرگ من تو را دگر ز قلب من جدا کند فدای چشم مست تو اگربه راه عشق تو خدا مرا فدا کند ای نفسهای تو عاشق ای تو خوبه موندنی زنده ام با نفسه تو تو همیشه با منی مثل شبنم رو پر گل منو با خودت نگهدار سینه تو گهواره […]

امان امان از دل من از این دل غافل من اگه تو ناجی نبودی دلم می شد مشکل من دلم یه همزبون می خواست سرم یه سایه بون می خواست تو دنیای نامهربون یه یار مهربون می خواست تو ناجی من شدی باز رسیدی در اوج نیاز شدی برام مثل یه بت خدای عشق بنده […]

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو صفحه یه ذهن کبوتر ابیست خواب گل مهتابیست ای نهایت در تو ابدیت در تو ای همیشه با من تا همیشه بودن باز کن چشمت را تا که گل باز شود قصه یه زندگی اغاز شود تا که از پنجره ی چشمانت عشق اغاز شو تا دلم […]

بازای الهه ی ناز با دل من بساز کین غم جانگداز برود ز برم گر دل من نیاسود از گناه تو بود بیا تا ز سر گنهت گذرم باز می کنم دست یاری بسویت دراز بیا تا غم خود را با راز و نیاز ز خاطرببرم گر نکند تیر خشمت دلم را قدح بخدا همچون […]

اومدی که عشق و با تو بشناسم دنیایه شور و نشاط و بشناسم اومدی که زیر سایه تو من چشمیه اب حیات و بشناسم تو خوبی تو ماهی فدات بشم الهی الهی واسه من تو دنیا تو تنها تکیه گاهی امیدی پناهی چو نسیم نو بهاران به نوازش گلستان اومدیه مثله یک بارون رحمت به […]

در حال جستجو در سایت . . .